تبليغاتX
حسینیه حضرت قاسم(ع) کرج - ماهدشت
اللهم عجل لولیک الفرج

 

بسم الله الرحمن الرحیم

كتاب: سيره پيشوايان، ص. 665

نويسنده: مهدى پيشوائى

دوازدهمين پيشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان-عجل الله تعالى فرجه-در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر «سامراء» ديده به جهان گشود. (1) او همنام پيامبر اسلام (م ح م د) و همكنيه آن حضرت (ابو القاسم) است. (2) ولى پيشوايان معصوم از ذكر نام اصلى او نهى فرموده‏اند. (3)

از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان (4) ، بقية الله است (5) و مشهورترين آنها «مهدى‏» مى‏باشد. (6)

پدرش، پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى-عليه السلام-و مادرش، بانوى گرامى «نرجس‏» است (7) كه بنام «ريحانه‏» ، «سوسن‏» و «صقيل‏» نيز از او ياد شده است. (8) ميزان فضيلت و معنويت نرجس خاتون تا آن حد، والا بود كه «حكيمه‏» خواهر امام هادى-عليه السلام-كه خود از بانوان عاليقدر خاندان امامت‏بود، او را سرآمد و سرور خاندان خويش، و خود را خدمتگزار او مى‏ناميد. (9)

حضرت مهدى دو دوره غيبت داشت: يكى كوتاه مدت (غيبت صغرى) و ديگرى دراز مدت (غيبت كبرى) . اولى، از هنگام تولد تا پايان دوران نيابت‏خاصه ادامه داشته و دومى، با پايان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قيام آن حضرت طول خواهد كشيد. (10)

تولد حضرت مهدى عليه السلام از ديدگاه علماى اهل سنت

چنانكه در صفحات آينده توضيح خواهيم داد، اعتقاد به موضوع مهدويت اختصاص به شيعه ندارد، بلكه بر اساس روايات فراوانى كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم رسيده، علماى اهل سنت نيز اين موضوع را قبول دارند. منتها آنان نوعا تولد حضرت مهدى را انكار مى‏كنند و مى‏گويند: شخصيتى كه پيامبر اسلام از قيام او (پس از غيبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آينده تولد خواهد يافت! (11)

با اين حال تعداد قابل توجهى از مورخان و محدثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در كتب خود ذكر كرده و آن را يك واقعيت دانسته‏اند. بعضى از پژوهشگران بيش از صد نفر از آنان را معرفى كرده‏اند. (12)

ديدار حضرت مهدى عليه السلام

چنانكه در سيره امام حسن عسكرى-عليه السلام-بتفصيل نگاشتيم، از آنجا كه حكومت‏ستمگر عباسى، به منظور دستيابى به فرزند آن حضرت و كشتن او، خانه امام را سخت تحت كنترل و مراقبت قرار داده بود، تولد حضرت مهدى-عليه السلام-بر اساس طرح دقيق و منظمى كه پيشاپيش، از سوى امام در اين مورد ريخته شده بود، كاملا به صورت مخفى و دور از چشم مردم (و حتى شيعيان) صورت گرفت.

مستندترين گزارش در اين زمينه، از طرف «حكيمه‏» عمه حضرت عسكرى-عليه السلام-رسيده كه از نزديك شاهد تولد حضرت مهدى-عليه السلام-بوده است. اما بايد توجه داشت كه اين پنهانكارى به آن معنا نيست كه بعدها يعنى در مدت 5-6 سال آغاز عمر او، كه امام يازدهم در حال حيات بود، كسى آن بزرگوار را نديده بود، بلكه-چنانكه يك نمونه از آن را در زندگانى حضرت عسكرى نوشتيم-افراد خاصى از شيعيان در فرصتهاى مناسب و گوناگون به ديدار آن حضرت نائل مى‏شدند تا به تولد و وجود وى يقين حاصل كنند و در موقع لزوم به شيعيان ديگر اطلاع دهند.

دانشمندان ما جريان اين ديدارها را به صورت گسترده گزارش كرده‏اند (13) ، ولى شايد مهمترين آنها ديدار چهل تن از اصحاب امام عسكرى-عليه السلام-با آن حضرت باشد كه تفصيل آن بدين قرار بوده است:

«حسن بن ايوب بن نوح‏» (14) مى‏گويد:

ما براى پرسش درباره امام بعدى، به محضر امام عسكرى-عليه السلام-رفتيم. در مجلس آن حضرت چهل نفر حضور داشتند. عثمان بن سعيد عمرى[يكى از وكلاى بعدى امام زمان]بپاخاست و عرض كرد: مى‏خواهم از موضوعى سؤال كنم كه درباره آن از من داناترى. امام فرمود: بنشين. عثمان با ناراحتى خواست از مجلس خارج شود. حضرت فرمود: هيچ كس از مجلس بيرون نرود. كسى بيرون نرفت و مدتى گذشت. در اين هنگام، امام، عثمان را صدا كرد. او بپاخاست. حضرت فرمود: مى‏خواهيد به شما بگويم كه براى چه به اينجا آمده‏ايد؟ همه گفتند: بفرماييد. فرمود: براى اين به اينجا آمده‏ايد كه از حجت و امام پس از من بپرسيد. گفتند: بلى. در اين هنگام پسرى نورانى همچون پاره ماه كه شبيه‏ترين مردم به امام عسكرى-عليه السلام-بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود:

«اين، امام شما بعد از من و جانشين من در ميان شما است. فرمان او را اطاعت كنيد و پس از من اختلاف نكنيد كه در اين صورت هلاك مى‏شويد و دينتان تباه مى‏گردد... » . (15)

علل سياسى-اجتماعى غيبت

شكى نيست كه رهبرى پيشوايان الهى به منظور هدايت مردم به سر منزل كمال مطلوب است و اين امر در صورتى ميسر است كه آنها آمادگى بهره بردارى از اين هدايت الهى را داشته باشند. اگر چنين زمينه مساعدى در مردم وجود نداشته باشد، حضور پيشوايان آسمانى در بين مردم ثمرى نخواهد داشت.

متاسفانه فشارها و تضييقاتى كه بويژه از زمان امام جواد-عليه السلام-به بعد بر امامان وارد شد، و محدوديتهاى فوق العاده‏اى كه برقرار گرديد-به طورى كه فعاليتهاى امام يازدهم و دوازدهم را به حداقل رسانيد-نشان داد كه زمينه‏مساعد جهت‏بهره‏مندى از هدايتها و راهبريهاى امامان در جامعه (در حد نصاب لازم) وجود ندارد. از اينرو حكمت الهى اقتضا كرد كه پيشواى دوازدهم، بتفصيلى كه خواهيم گفت، غيبت اختيار كند تا موقعى كه آمادگى لازم در جامعه به وجود آيد.

البته همه اسرار غيبت‏بر ما روشن نيست ولى شايد نكته‏اى كه گفتيم رمز اساسى غيبت‏باشد. در روايات ما، در زمينه علل و اسباب غيبت، روى سه موضوع تكيه شده است:

الف-آزمايش مردم

چنانكه مى‏دانيم يكى از سنتهاى ثابت الهى، آزمايش بندگان و انتخاب صالحان و گزينش پاكان است. صحنه زندگى همواره صحنه آزمايش است تا بندگان از اين راه در پرتو ايمان و صبر و تسليم خويش در پيروى از اوامر خداوند تربيت‏يافته و به كمال برسند و استعدادهاى نهفته آنان شكوفا گردد.

در اثر غيبت‏حضرت مهدى، مردم آزمايش مى‏شوند: گروهى كه ايمان استوارى ندارند، باطنشان ظاهر مى‏شود و دستخوش شك و ترديد مى‏گردند و كسانى كه ايمان در اعماق قلبشان ريشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ايستادگى در برابر شدائد، پخته‏تر و شايسته‏تر مى‏گردند و به درجات بلندى از اجر و پاداش الهى نائل مى‏گردند.

امام موسى بن جعفر-عليه السلام-فرمود: هنگامى كه پنجمين فرزندم غايب شد، مواظب دين خود باشيد، مبادا كسى شما را از دين خارج كند. او ناگزير غيبتى خواهد داشت، به طورى كه گروهى از مؤمنان از عقيده خويش بر مى‏گردند. خداوند به وسيله غيبت، بندگان خويش را آزمايش‏مى‏كند... (16)

از سخنان پيشوايان اسلام بر مى‏آيد كه آزمايش به وسيله غيبت‏حضرت مهدى، از سخت‏ترين آزمايشهاى الهى است (17) . و اين سختى از دو جهت است:

1-از جهت اصل غيبت، كه چون بسيار طولانى مى‏شود بسيارى از مردم دستخوش شك و ترديد مى‏گردند. برخى در اصل تولد و برخى ديگر در دوام عمر آن حضرت شك مى‏كنند و جز افراد آزموده و مخلص و داراى شناخت عميق، كسى بر ايمان و عقيده به امامت آن حضرت باقى نمى‏ماند. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم ضمن حديث مفصلى مى‏فرمايد: مهدى از ديده شيعيان و پيروانش غايب مى‏شود و جز كسانى كه خداوند دلهاى آنان را جهت ايمان، شايسته قرار داده، در اعتقاد به امامت او استوار نمى‏مانند. (18)

2-از نظر سختيها و فشارها و پيشامدهاى ناگوار كه در دوران غيبت رخ مى‏دهد و مردم را دگرگون مى‏سازد، به طورى كه حفظ ايمان و استقامت در دين، كارى سخت دشوار مى‏گردد و ايمان مردم در معرض مخاطرات شديد قرار مى‏گيرد. (19)

ب-حفظ جان امام

خداوند، به وسيله غيبت، امام دوازدهم را از قتل حفظ كرده است، زيرا اگر آن حضرت از همان آغاز زندگى در ميان مردم ظاهر مى‏شد، او رامى‏كشتند (چنانكه تفصيل آن را نوشتيم) . بر اين اساس اگر پيش از موعد مناسب نيز ظاهر شود، باز جان او به خطر مى‏افتد و به انجام ماموريت الهى و اهداف بلند اصلاحى خود موفق نمى‏گردد.

«زراره‏» ، يكى از ياران امام صادق-عليه السلام-مى‏گويد: امام صادق-عليه السلام-فرمود: امام منتظر، پيش از قيام خويش مدتى از چشمها غايب خواهد شد.

عرض كردم: چرا؟

فرمود: بر جان خويش بيمناك خواهد بود. (20)

ج-آزادى از يوغ بيعت‏با طاغوتهاى زمان

پيشواى دوازدهم، هيچ رژيمى را، حتى از روى تقيه، به رسميت نشناخته و نمى‏شناسد. او مامور به تقيه از هيچ حاكم و سلطانى نيست و تحت‏حكومت و سلطنت هيچ ستمگرى در نيامده و در نخواهد آمد، چرا كه مطابق وظيفه خود عمل مى‏كند و دين خدا را به طور كامل و بى هيچ پرده پوشى و بيم و ملاحظه‏اى اجرا مى‏كند. بنابراين جاى هيچ عهد و ميثاق و بيعت‏با كسى و مراعات و ملاحظه نسبت‏به ديگران باقى نمى‏ماند.

«حسن بن فضال‏» مى‏گويد: امام هشتم فرمود: گويى شيعيانم را مى‏بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم[امام حسن عسكرى]در جستجوى امام خود، همه جا را مى‏گردند اما او را نمى‏يابند.

عرض كردم: چرا غايب مى‏شود؟

فرمود: براى اينكه وقتى با شمشير قيام مى‏كند، بيعت كسى در گردن وى‏نباشد. (21)

غيبت صغرى و كبرى

چنانكه گفتيم، غيبت امام مهدى به دو دوره تقسيم مى‏شود: «غيبت صغرى‏» و «غيبت كبرى‏» .

غيبت صغرى از سال 260 هجرى (سال شهادت امام يازدهم) تا سال 329 (سال در گذشت آخرين نايب خاص امام) يعنى حدود 69 سال بود. (22) در دوران غيبت صغرى، ارتباط شيعيان با امام بكلى قطع نبود و آنان، به گونه‏اى خاص و محدود، با امام ارتباط داشتند.

توضيح آنكه: در طول اين مدت، افراد مشخصى (كه ذكرشان خواهد آمد) به عنوان «نايب خاص‏» با حضرت در تماس بودند و شيعيان مى‏توانستند به وسيله آنان مسائل و مشكلات خويش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دريافت دارند و حتى گاه به ديدار امام نائل شوند. از اينرو مى‏توان گفت در اين مدت، امام، هم غايب بود و هم نبود.

اين دوره را مى‏توان دوران آماده سازى شيعيان براى غيبت كبرى دانست كه‏طى آن، ارتباط شيعيان با امام، حتى در همين حد نيز قطع شد و مسلمانان موظف شدند در امور خود به نايبان عام آن حضرت، يعنى فقهاى واجد شرائط و آشنايان به احكام اسلام، رجوع كنند.

اگر غيبت كبرى يكباره و ناگهان رخ مى‏داد، ممكن بود موجب انحراف افكار شود و ذهنها آماده پذيرش آن نباشد. اما گذشته از زمينه سازيهاى مدبرانه امامان پيشين، در طول غيبت صغرى، بتدريج ذهنها آماده شد و بعد، مرحله غيبت كامل آغاز گرديد. همچنين امكان ارتباط نايبان خاص با امام در دوران غيبت صغرى، و نيز شرفيابى برخى از شيعيان به محضر آن حضرت در اين دوره، مسئله ولادت و حيات آن حضرت را بيشتر تثبيت كرد. (23)

با سپرى شدن دوره غيبت صغرى، غيبت كبرى و دراز مدت امام آغاز گرديد كه تا كنون نيز ادامه دارد و پس از اين نيز تا زمانى كه خداوند اذن ظهور و قيام به آن حضرت بدهد، ادامه خواهد داشت.

غيبت دو گانه امام دوازدهم، سالها پيش از تولد او توسط امامان قبلى، پيشگويى شده و از همان زمان توسط راويان و محدثان، حفظ و نقل و در كتابهاى حديث ضبط شده است كه به عنوان نمونه به نقل چند حديث در اين زمينه اكتفا مى‏كنيم:

1-امير مؤمنان-عليه السلام-فرمود:

[امام]غايب ما، دو غيبت‏خواهد داشت كه يكى طولانى‏تر از ديگرى خواهد بود. در دوران غيبت او، تنها كسانى در اعتقاد به امامتش پايدار مى‏مانند كه داراى يقينى استوار و معرفتى كامل باشند. (24) -امام باقر-عليه السلام-فرمود:

[امام]قائم دو غيبت‏خواهد داشت كه در يكى از آن دو، خواهند گفت: او مرده است... (25)

3-ابو بصير مى‏گويد: به امام صادق-عليه السلام-عرض كردم: امام باقر مى‏فرمود: قائم آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم دو غيبت‏خواهد داشت كه يكى طولانى‏تر از ديگرى خواهد بود.

امام صادق-عليه السلام-فرمود: بلى، چنين است... (26)

4-حضرت صادق-عليه السلام-فرمود:

امام قائم دو غيبت‏خواهد داشت: يكى كوتاه مدت و ديگرى دراز مدت... (27)

سير تاريخ، صحت اين پيشگوييها را تاييد كرد و همچنانكه پيشوايان قبلى فرموده بودند، غيبتهاى دوگانه امام عينيت‏يافت.

نواب خاص (28)

نايبان خاص حضرت مهدى در دوران غيبت صغرى، چهار تن از اصحاب با سابقه امامان پيشين و از علماى پارسا و بزرگ شيعه بودند كه «نواب اربعه‏» ناميده شده‏اند. اينان به ترتيب زمانى عبارت بودند از:

1-ابو عمرو عثمان بن سعيد عمرى، 2-ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى، 3-ابو القاسم حسين بن روح نوبختى، 4-ابو الحسن على بن محمد سمرى.

البته امام زمان-عليه السلام-وكلاى ديگرى نيز در مناطق مختلف مانند: بغداد، كوفه، اهواز، همدان، قم، رى، آذربايجان، نيشابور و... داشت كه يا به وسيله اين چهار نفر، كه در راس سلسله مراتب وكلاى امام قرار داشتند، امور مردم را به عرض حضرت مى‏رساندند (29) و از سوى امام در مورد آنان «توقيع‏» هايى (30) صادر مى‏شده است. (31) و يا-آن گونه كه بعضى از محققان احتمال داده‏اند-سفارت و وكالت اين چهار نفر، وكالتى عام و مطلق بوده ولى ديگران در موارد خاصى وكالت و نيابت داشته‏اند (32) . مانند:

محمد بن جعفر اسدى، احمد بن اسحاق اشعرى قمى، ابراهيم بن محمد همدانى، احمد بن حمزة بن اليسع (33) ، محمد بن ابراهيم بن مهزيار (34) ، حاجز بن يزيد، محمد بن صالح (35) ، ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى، محمد بن على بن بلال، عمر اهوازى، و ابو محمد وجنائى (36) .

1-ابو عمرو عثمان بن سعيد عمرى

عثمان بن سعيد از قبيله بنى اسد بود و به مناسبت‏سكونت در شهر سامراء، «عسكرى‏» نيز ناميده مى‏شد. در محافل شيعه از او به نام «سمان‏» (-روغن فروش) ياد مى‏شد، زيرا به منظور استتار فعاليتهاى سياسى، روغن فروشى مى‏كرد و اموال متعلق به امام را، كه شيعيان به وى تحويل مى‏دادند، در ظرفهاى روغن قرار داده به محضر امام عسكرى مى‏رساند. (37) او مورد اعتماد و احترام عموم شيعيان بود. (38) گفتنى است كه عثمان بن سعيد قبلا نيز از وكلا و ياران مورد اعتماد حضرت هادى و حضرت عسكرى-عليهما السلام-بوده است. «احمد بن اسحاق‏» كه خود از بزرگان شيعه مى‏باشد، مى‏گويد:

روزى به محضر امام هادى رسيدم و عرض كردم: من گاهى غايب و گاهى (در اينجا) حاضرم و وقتى هم كه حاضرم هميشه نمى‏توانم به حضور شما برسم. سخن چه كسى را بپذيرم و از چه كسى فرمان ببرم؟

امام فرمود: «اين ابو عمرو (عثمان بن سعيد عمرى) ، فردى امين و مورد اطمينان من است، آنچه به شما بگويد، از جانب من مى‏گويد و آنچه به شما برساند، از طرف من مى‏رساند» .

احمد بن اسحاق مى‏گويد: پس از رحلت امام هادى-عليه السلام-روزى به حضور امام عسكرى-عليه السلام-شرفياب شدم و همان سؤال را تكرار كردم.

حضرت مانند پدرش فرمود: اين ابو عمرو مورد اعتماد و اطمينان امام پيشين، و نيز طرف اطمينان من در زندگى و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگويد از جانب من مى‏گويد و آنچه به شما برساند از طرف من مى‏رساند. (39)

پس از رحلت امام عسكرى، مراسم تغسيل و تكفين و خاكسپارى آن حضرت‏را، در ظاهر، عثمان بن سعيد انجام داد. (40) نيز همو بود كه روزى در حضور جمعى از شيعيان به فرمان امام عسكرى-عليه السلام-و به نمايندگى از طرف آن حضرت، اموالى را كه گروهى از شيعيان يمن آورده بودند، از آنان تحويل گرفت و امام در برابر اظهارات حاضران مبنى بر اينكه با اين اقدام حضرت، اعتماد و احترامشان نسبت‏به عثمان بن سعيد افزايش يافته است، فرمود: گواه باشيد كه عثمان بن سعيد وكيل من است، و پسرش محمد نيز، وكيل پسرم مهدى خواهد بود. (41) همچنين، در پايان ديدار چهل نفر از شيعيان با حضرت مهدى-كه شرح آن در اوائل اين بخش گذشت-حضرت خطاب به حاضران فرمود:

آنچه عثمان[بن سعيد]مى‏گويد، از او بپذيريد، مطيع فرمان او باشيد، سخنان او را بپذيريد، او نماينده امام شماست و اختيار با اوست. (42)

تاريخ وفات عثمان بن سعيد روشن نيست. برخى احتمال داده‏اند او بين سالهاى 260-267 درگذشته باشد و برخى ديگر فوت او را در سال 280 دانسته‏اند. (43)

پى‏نوشتها:

1) شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتي، ص 346-فتال نيشابورى، روضة الواعظين، الطبعة الاولى، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، 1406 ه. ق، ص 292-كليني، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه. ق، ج 1، ص 514-طوسي، الغيبة، تهران، مكتبة نينوى الحديثة، ص 141-طبرسي، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، تهران، دار الكتب الاسلامية، ص 418-ابن صباغ مالكى، الفصول المهمة، ط قديم (بى تا) ، ص 310.

در بعضى از مآخذ، تاريخ تولد حضرت، سال 256 هجرى ضبط شده است (صدوق، كمال الدين، قم، مؤسسة النشر الاسلامي (التابعة) لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1405 ه. ق، ص 432-طوسي، الغيبة، ص 139 و 147) و در برخى ديگر، سال 258 (على بن عيسى الاربلى، كشف الغمة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه. ق، ج 3، ص 227-ابن ابي الثلج‏بغدادي، تاريخ الائمة، قم، مكتبة بصيرتي (ضمن مجموعه نفيسه) ، ص 15) ذكر شده است و ابو جعفر محمد بن جرير بن رستم طبري آن را در سال 257 مى‏داند (دلائل الامامة، الطبعة الثالثة، قم، منشورات الرضي، ص 271 و 272) .

2) شيخ مفيد، همان كتاب، ص 346-طبرسى، همان كتاب، ص 417-اربلي، همان كتاب، ص 227-ابن صباغ، همان كتاب، ص 310.

3) صدوق، همان كتاب، ص 648-كليني، همان كتاب، ص 332-مجلسي، بحار الانوار، تهران، المكتبة الاسلامية، 1393 ه. ق، ج 51، ص 31-34. ولى آيا نهى ائمه از ذكر نام مخصوص آن حضرت، يك اقدام سياسى مقطعى و مربوط به دوران غيبت صغرى بوده يا اينكه حرمت ذكر نام آن حضرت تا هنگام ظهور و قيامش باقى است؟ در ميان علماى شيعه مورد اختلاف است (ر. ك به: حاج ميرزا حسين طبرسي نورى، النجم الثاقب، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، باب 2، ص 48 و 49) .

4) طبرسى، همان كتاب، ص 418-ابن صباغ، همان كتاب، ص 310.

5) مسعودى، اثبات الوصية، الطبعة الرابعة، نجف، المطبعة الحيدرية، 1374 ه. ق، ص 248.

6) ابن صباغ، همان كتاب، ص 310.

7) شيخ مفيد، همان كتاب، ص 346-صدوق، همان كتاب، ص 432-طبرسي، همان كتاب، ص 418-مسعودى، همان كتاب، ص 248-فتال نيشابورى، همان كتاب، ص 283-طوسى، همان كتاب، ص 143-محمد بن جرير بن رستم طبرى، همان كتاب، ص 268-ابن صباغ، همان كتاب، ص 310.

8) صدوق، همان كتاب، ص 432 و ر. ك به: روضة الواعظين، ص 292. برخى از محققان معاصر، احتمال داده‏اند كه نام او همان نرجس باشد، و اسامى ديگر به جز صقيل را بانوى پيشين او حكيمه دختر امام جواد-عليه السلام-به وى داده باشد (بنا بر رواياتى، او قبلا كنيز حكيمه بوده است) . مردم آن زمان كنيزان خويش را براى خوشامدگويى، به اسامى گوناگون مى‏خواندند و نرجس، ريحانه و سوسن همه اسامى گلها هستند (دكتر حسين جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سيد محمد تقى آيت اللهى، چاپ اول، تهران، مؤسسه انتشارات امير كبير، 1367 ه. ش، ص 114) .

9) فتال نيشابورى، همان كتاب، ص 283-صدوق، همان كتاب، ص 427-مجلسى، همان كتاب، ج 51، ص 12.

10) شيخ مفيد، همان كتاب، ص 346.

11) ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغة، قاهره، دار احياء الكتب العربية، 1960 م، ج 7، ص 94 و ج 10، ص 96.

12) فقيه ايمانى، مهدى، مهدى منتظر در نهج البلاغه، اصفهان، كتابخانه عمومى امير المؤمنين على-عليه السلام-، ص 23، 39.

تعدادى از اين منابع كه در دسترس نگارنده است و تولد حضرت مهدى به صراحت در آنها بيان شده، به قرار زير است:

ابن حجر هيتمى، الصواعق المحرقة، ط 2، قاهره، 1385 ه. ق، ص 208-شبراوى، الاتحاف بحب الاشراف، ط 2، قم، منشورات الرضي، 1363 ه. ش، ص 179-محمد امين بغدادى سويدى، سبائك الذهب في معرفة قبائل العرب، بيروت دار صعب، ص 78-مؤمن شبلنجى، نور الابصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسيني، ص 168-شيخ محمد صبان، اسعاف الراغبين، (در حاشيه نور الابصار) ، ص 141-ابن اثير، الكامل في التاريخ، بيروت، دار صادر، ج 7، ص 274 (حوادث سال 260) -حمد الله مستوفى، تاريخ گزيده، چاپ دوم، تهران، انتشارات امير كبير، 1362 ه. ش، ص 207-ابن طولون، الائمة الاثنى عشر، قم، منشورات الرضي، ص 117-ابن صباغ مالكى، الفصول المهمة، (بى تا) ، ص 310-شيخ سليمان قندوزى، ينابيع المودة، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، ج 3، ص 36.

13) صدوق، همان كتاب، ص 434-478. شيخ مفيد، همان كتاب، ص 350 و 351-شيخ سليمان قندوزى، ينابيع المودة، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، ج 3، ص 123-125.

14) چنانكه در سيره امام هادى-عليه السلام-نوشتيم،ايوب بن نوح يكى از وكلاى آن حضرت بوده است.

15) طوسى،همان كتاب،ص 204 و ر.ك به:صدوق،همان كتاب،ص 435-مجلسى،همان كتاب،ج 51، ص 346-شيخ سليمان قندوزى،همان كتاب،ج 3،ص 123-(آيت الله)صافى،لطف الله،منتخب الاثر،تهران،مركز نشر كتاب،1373 ه.ق،ص 355.

16) شيخ طوسى،همان كتاب،ص 204-نعمانى،الغيبة،تهران،مكتبة الصدوق،ص 154-مجلسى، بحار الانوار،تهران،المكتبة الاسلامية،1393 ه.ق،ج 51،ص 150 و ر.ك به:اصول كافى، تهران،مكتبة الصدوق،1381 ه.ق،ج 1،ص 337.

17) طوسى،همان كتاب،ص 203-207-صافى،همان كتاب،باب 47،ص 314 و 315.

18) صافى،همان كتاب،فصل 1،باب 8،ص 101،ح 4.

19) (آيت الله)صافى،لطف الله،نويد امن و امان،تهران،دار الكتب الاسلامية،ص 177 و 178.

20) كلينى،همان كتاب،ج 1،ص 337-طوسى،همان كتاب،ص 202-صدوق،همان كتاب،ص 481-صافى،منتخب الاثر،فصل 2،باب 28،ص 269-نعمانى،همان كتاب،ص 166.

21) صدوق،كمال الدين،باب 44،ص 480،ح 4-مجلسى،همان كتاب،ج 51،ص 152-صافى،منتخب الاثر،فصل 2،باب 25،ص 268،ح 3.

22) مرحوم شيخ مفيد آغاز غيبت صغرى را از سال تولد آن حضرت(سال 255)حساب كرده است(الارشاد،ص 346)و با اين محاسبه،دوران غيبت صغرى،75 سال مى‏شود.طبعا نظريه مرحوم مفيد از اين لحاظ بوده است كه حضرت مهدى در زمان حيات پدر نيز حضور و معاشرت چندانى با ديگران نداشته و از نظر كلى غايب محسوب مى‏شده است.

گويا بر اساس همين ملاحظه است كه محققانى مانند:طبرسى،سيد محسن امين،و آيت الله سيد صدر الدين صدر نيز آغاز غيبت صغرى را از سال ميلاد آن حضرت،و مدت آن را 74 سال دانسته‏اند(اعلام الورى،ص 444-اعيان الشيعة،بيروت،دار التعارف للمطبوعات،ج 2،ص 46-المهدي،بيروت،دار الزهراء،1398 ه.ق،ص 181).

23) صدر،سيد صدر الدين،المهدي،بيروت،دار الزهراء،1398 ه.ق،ص 183-پيشواى دوازدهم امام زمان،نشريه مؤسسه در راه حق،ص 38.

24) شيخ سليمان قندوزى،ينابيع المودة،بيروت،مؤسسة الاعلمي للمطبوعات،ج 3،باب 71، ص 82.

25) نعمانى،همان كتاب،ص 173.

26) نعمانى،همان كتاب،ص 173.

27) نعمانى،همان كتاب،ص 170.نيز ر.ك به:منتخب الاثر،فصل 2،باب 26،ص 251-253.

28) در آن روزگار،به جاى‏«نيابت‏»و«نواب‏»بيشتر تعبير«سفارت‏»و«سفراء»به كار برده مى‏شد.

29) چنانكه طبق نقل شيخ طوسى،حدود ده نفر در بغداد به نمايندگى از طرف محمد بن عثمان فعاليت مى‏كردند(الغيبة،ص 225).

30) توقيع به معناى حاشيه نويسى است و در اصطلاح علماى شيعه به نامه‏ها و فرمانهايى كه در زمان غيبت صغرى از طرف امام به شيعيان مى‏رسيده توقيع گفته مى‏شود.

31) صدر،المهدي،ص 189.

32) امين،سيد محسن،اعيان الشيعة،ج 2،ص 48.

33) طوسي،الغيبة،ص 257،258.

34) كليني،اصول كافي،ج 1،ص 518،ح 5.

35) كلينى،همان كتاب،ص 521،ح 14 و 15.

36) طبرسي،اعلام الورى،ص 444.

37) طوسي،الغيبة،تهران،مكتبة نينوى الحديثة،ص 214.

38) طوسي،همان كتاب،ص 216.

39) طوسي،الغيبة،ص 215.

40) طوسي،همان كتاب،ص 216.

41) طوسى،همان كتاب،ص 216.

42) طوسي،همان كتاب،ص 217.

43) دكتر حسين،جاسم،تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم،ترجمه دكتر سيدمحمد تقى آيت اللهي،چاپ اول،تهران،مؤسسه انتشارات امير كبير،1367 ه.ش،ص 155 و 156.

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) | 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

نام: محمّد

نام پدر: امام حسن عسكرى(ع)

نام مادر: نرجس ( نرگس )

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى

شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست 

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر

زادگاه: شهر سامراء

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت: مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.

 

مهدی کیست ؟

از جابر بن عبدالله انصاری که گفته است از رسول خدا پرسیدم که من خدا ورسول او را می دانم ومی شناسم ام اولوالامر را نمی دانم . آن حضرت فرمود : ای جابر  ایشان خلفای من وامامان مسلمان بعد از من ، اول ایشان علی بن ابیطالب (ع) وبعد از آن حسن بن علی (ع) وبعد از آن حسین بن علی (ع) وبدنبال او محمد بن علی واو در تو رات معروف است به باقر وتو او را دریابی . ای جابر ، چون او را بینی سلام من را به او برسان وبعد از آن یک یک ائمه را نام می برد تا آنکه چون به حجت قائم ( عج ) رسید ؛ فرمود که نام او نام من باشد وکنیه من کنیه او وحجت خدا است وبقیة الله ؛ او در میان مردمان ، حق تعالی مشارق ومغارب را توسط او بگشاید واو از شیعه خود عنایت گردد.

 

ولادت حضرت مهدی (عج ) :

در سال 255 (ه . ق ) ، در سپیده دم روز جمعه ، پانزدهم ماه شعبان در شهر سامراپایتخت عباسیان ، دوازدهمین اختر آسمان  امامت وولایت حضرت حجة بن الحسن المهدی (عج ) در خانه امام حسن عسگری دیده به جهان گشود . نامش ، نام پیامبر - کنیه اش ، کنیه پیامبر - ابوالقاسم - مادرش نرجس ونام پدر بزرگوارش امام حسن عسگری (ع) است . آن یادگار الهی حجت ، قائم ، خلف صالح ، صاحب الزمان وبقیة الله لقب گرفته است و مشهورترین لقبش حضرت مهدی است .

و لادت با سعادتش از دشمنان پنهان مانده ونام ونشانش از بدخواهان در نهان ، زیرا حکومت خون آشام وقت ودستگاه ستمگر خلافت ، سخت در پی او ومشتاق یافتن ونابود ساختنش بود . تمام نیروی خود را در اطراف خانه امام حسن عسگری ( ع) متمرکز کرده ودهها جاسوس به کار گرفته بود ، بر هر جاسوسی ، جاسوسی دیگر گمارده بود تا از ولادت ولی خدا حضرت بقیة الله (عج) آگاه شده ، نو رخدا را خاموش کند ، ولی مشیت خداوند برآن تعلق گرفته بود که حجت خو را از گزند دشکنان حفظ کند .

 

احادیثی از شخصیت امام مهدی (عج ):

مهدی مردی است از فرزندان من که چهره اش چون اختر تابناک است . « پیامبر اکرم (ص) »

مهدی طاووس بهشتیان است . « پیامبر اکرم (ص) »

با مهدی ما حجتها گسسته می شود . او پایان بخش سلسله امامان ، نجات بخش امت واوج نور وراز نهان است . « امام علی (ع )»

اگر او [ امام زمان (عج) ] را دریابم تمام عمر به او خدمت می کنم . « امام صادق (ع) »

من یادگار خدا در زمین وجانشین وحجت او بر شما هستم .« امام مهدی (عج )»

من مایه امان اهل زمینم ؛ چنانکه ستارگان مایه امان اهل آسمان اند .« امام مهدی (عج ) »

 

غیبت :

این مولود مسعود دو غیبت دارد :

نخست غیبت صغرییا کوتاه مدت - که بعد از شهادت امام حسن عسگری (ع) « هشت ربیع الاول سال 260 ه.ق »  ( زمان 6 سالگی حضرت ) آغاز شد وتا سال 329 ه.ق ادامه یافت . در این دوره که 74 سال طول کشید شیعیان می توانستند توسط سفیران چهارگانه اش با آن حضرت تماس بگیرند وبا وی ارتباط برقرار کنند . این چهار تن نایب خاص ، که شیعیان می توانستند در دوران غیبت صغری توسط آنها با حضرت مهدی (عج ) تماس بگیرند ومشکئلات خود را به ناحیه متقدسه برسانند وپاسخ هاس لازم را دریافت نمایند ، عبارتند از : جناب عثمان بن سعید عمروی ، محمد بن عثمان بن سعید ، حسین بن روح نوبختی وعلی بن محمد مسعودی ، که با رحلت او باب « نیابت خاص » بسته شد . پس از آن ، غیبت کبری آغاز شد که از سال 329 ه.ق تا کنون استمرار یافته است ، وپایانش بر کسی جز خداوند آشکار نیست . در این دوره سفیر ونایب خاصی برای آن حضرت نیست و راه تماس رسمی وآشکار برای مردم وجود ندارد وبر آنهاست که از نواب عام امام (ع) - یعنی از فقهای پارسا وخویشتن دار- پیروی کنند .

در هر حال ، نهان زیستی آن حضرت بدین معناست که دور از چشم مردمان ولی در زیر همین آسمان کبود بسر می برد . اگر برخوردی هم برایش پیشامد کند ، اغلب ناشناخته می ماند ودیدار هایش با شیعیان تنها به اذن خداست .

دوران غیبت کبری امام معصوم ، دوران آماده نبودن شرایط سیاسی واجتماعی جامعه اسلامی برای پذیرش وجود علنی وآشکار امام معصوم است .

امام حسن مجتبی (ع ) درباره غیبت طولانی ( کبری ) حضرت مهدی (عج) چنین می فرماید : به درستی که خداوند ، تولد او را پنهان نگه می دارد وشخص او را غایب می کند تا این که هنگام خروج وقیام ، بیعت هیچ کس بر گردن او بنا شد . او نهمین فرزند بردارم حسین است فرزند سرور کنیزان ، خداوند عمرش را در هنگام غیبتش طو لانی می گرداند ، سپس او را با قد رت خود همانند یک جوان کمتر از چهل ساله آشکار خواهد ساخت .

 

احادیثی از غیبت امام مهدی (عج):

قائم را دو غیبت است : در یکی از آنها ( از بس طولانی است ) درباره اش گفته می شود : [ او مرد ومعلوم نیست به کدام وادی رفته است.] « امام باقر (ع) »

قائم را دو غیبت است : یکی طولانی ودیگری کوتاه . در غیبت نخستین جایگاه آن حضرت را شیعیان خاص او می دانند ، و در غیبت نخستین جایگاه آن حضرت را شیعیان خاص او می دانند ، در غیبت دوم از جایگاه او کسی جز خدمتکارانش ، که بر دین اویند ، آگاه نیست .« امام صادق (ع) »

چگونگی بهره مندی از وجود من در دوران غیبتم ، همچون بهره ای است که از خورشید می برند ، آن گاه که ابر آن را از دیدگان نهان می کند .« امام مهدی (عج ) »

 

ظهور چیست ؟

ظهور واژه ای در زبان عربی است که برگرفته از کلمه ظهر می باشد ، زبان شناسان عربی « ظهر » را حاکی از هر نوع بروز وآشکار شدن که همراه با قدرت وقوت باشد ، دانسته اند . به واژه ظهور در ایات وروایات نیز اشاره شده ، چنانچه در قرآن کریم هم در آیه شریفه « هو الذی ارسل رسل بالمهدی ودین الحق ... »  یعنی « اوست که پیامبر خود را برای هدایت ودین حق فرستاد تا او را بر تمام ادیان چیره سازد اگر چه مشرکان نپسندند » که در یک معنا پدیدار شدن با قدرت وشکوه است . در این آیه ظهور به دین اسلام وحقایق قرآن ومعارف اسلامی نسیت داده شده است .

 

احادیثی از ظهور امام مهدی (عج):

هرگاه آواز دهنده ای از آسمان آواز داد که . « همانا حق در میان خاندان محمد است » ، در آن هنگام نام مهدی بر سر زبان های مردم می افتد واز جام محبت او می نوشند وجز نام او بر زبان ندارند . « امام علی (ع) »

خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون می آورد وآنگاه او را از ستمگران انتقام می گیرد . « امام حسین (ع) »

آنگاه کا برپادررنده عدالت (امام مهدی عج ) قیام کند ، عدالتش نیکوکار وبدکار را فر می گیرد . « امام حسین (ع) »

 آنگاه که قائم ما قیام کند ، خدا آفت را از شیعیام ما بزداید ودلهایشان را چون پاره های آهن [ استوار ]  سازد .« امام سجاد (ع) »

منم که زمین را از عدالت لبریز می کنم ، چنانکه از ستم آکنده است . « امام مهدی (عج ) »

 

انتظار :

شما امیدوار فرج وگشایش الهی باشید واز کمکهای خداموند نومید نگردید ؛همانا برترین اعمال نزد خالق یکتا انتظار فرج است .

 

 احادیثی از انتظارفرج :

برترین اعمال امت من انتظار فرج است . « پیامبر اکرم (ص) »

در انتظار فرج باشید واز رحمت خدا نومید نشوید . « امام علی (ع) »

آن که منتظر فرج ما است ، همچون کسی است که در راه خدا در خون خود تپیده  باشد . « امام علی (ع) »

منتظران ظهور امام مهدی (عج ) برترین اهل هر زمان اند . « امام سجاد (ع) »

در شب و روزت منتظر فرج مولایت باش . « امام صادق (ع) »

آنکه به ما ایمان آورد وسخن ما را تصدیق کند منتظر امر [ فرج ]  ما باشد ، همچون کسی است که زیر پرچم قائم به شهادت برسد .  « امام صادق (ع) »

منتظر ظهور امام دوازدهم مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا شمشیر کشیده است واز ایشان دفاع می کند . « امام صادق (ع) »

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط واحدفرهنگی حسینیه حضرت قاسم(ع) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین(ع)
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی شما عزیزان و محبین اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام این وبلاگ متعلق به حسینیه عزاداران حضرت قاسم(ع)واقع درشهرکرج- ماهدشت
می باشد- مراسم هفتگی حسنیه شبهای جمعه در مکان حسنیه که ابتدا قرائت قرآن بصورت صوت و ترتیل سپس برنامه دعای پر فیض کمیل و مداحی توسط ذاکرین حسینیه می باشدو همچنین در مراسمات ایام شهادت و ولادت مخصوصا ایام عزادارای سید و سرور سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) در حسینیه مراسمات ویژه ای برگزار می گردد و امیدواریم شما دوستداران اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام ما را از نظرات، پیشنهادات و انتقادات ارزنده خود بهره مند سازید. همچنین شما عزیزان میتوانید از طریق پستهای
الکترونیکی به آدرس yahazrateghasem@yahoo.comو يا yahazrateghasem@gmail.com با مادر ارتباط باشيد از همه شما عزیزان التماس دعا داریم.
واحد فرهنگي و تبليغات حسينيه حضرت قاسم(ع) كرج - ماهدشت

پیوندهای روزانه
بانوی بی نشان حضرت فاطمه(س)
هرکه دارد هوس کزبوبلا بسم الله
ویژه ماه مبارک رمضان - جدید
عکسهای مذهبی وبلاگ حسینیه حضرت قاسم(ع)
تپش قلم
هیئت متوسلین حضرت ثامن الحجج(ع) - شهرستان رشت- دیوانگان ابولفضل(ع)
هیئت جوانان حضرت علی اکبر-شمالغرب تهران
مرکز فرهنگی معراج شهدا
سایت معارفی عزم ظهور
امام رضاخیلی قشنگه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
پیوندها
پايگاه اطلاع رسانى حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها
آيت الله محمد تقي بهجت
زيارت عاشورا
موسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني(ره)
آيت الله حسين نوري همداني
آيت الله مصباح يزدي
آيت الله صانعي
آيت الله صافي گلپايگاني
یت الله سید علی حسینی سیستانی
آیت الله ناصر مکارم شیرازی
آیت الله سید علی خامنه ای
آیت الله سید ابوالقاسم خوئی
آیت الله حسین وحید خراسانی
آیت الله جواد تبریزی
پخش مستقیم از حرم مطهر امام رضا(ع)
سایت امام علی(ع)
آستان مقدس عبدالعظیم (ع)
آستان قدس رضوی
امام جعفر صادق(ع)
حضرت معصومه (س)
پایگاه ذاکرین اهل بیت(ع)
مهدیه تهران
رمضان
امام جواد(ع)
ويژه ماه مبارك رمضان
پايگاه شهيد آويني
شهيد دكتر مصطفي چمران
پايگاه حديث
تبيان
حضرت زهرا(س)
پايگاه اطلاع رساني امام خميني(ره)
سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران
پايگاه اسلامي صبح
غدير
مجمع جهاني اهل بيت عليهم السلام
دكترمرتضي مطهري
کتابخانه بزرگ آيت‌الله العظمى مرعشى نجفى
بنيادنشر آثار و انديشه هاي شهيد آيت الله بهشتي
رساله احكام آيت الله محمد تقي بهجت
خبر گذاري قرآني ايران
پايگاه اطلاع رساني پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي
پايگاه حديث
رساله حضرت آية اللّه العظمى مكارم شيرازى «دام ظلّه»
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM